وضعيت انسان در جهان پسا 11 سپتامبر

 

يادداشتي برشعر« دوازده سپتامبر» علي باباچاهي /حميد موذني

 

نوشتار پيش رو گرچه خوانش شعر «12 سپتامبر» شاعر برجسته "علي باباچاهي" است، اما از منظر ادبي و نقد ادبي به آن نمي‌پردازد و در اصل اين خوانش، تاويلي در معناهاي نهفته در پس پشت متني است كه باباچاهي با سرايش آن در كسوت روشنفكري آماتور (متعهد و معترض)- به زعم ادوارد سعيد- تلاش مي‌كند كه به دور از تعلقات ناسيوناليستي و با ايدئولوژيك و البته با نقد آنها به گونه‌اي جهان وطني، موقعيت انسان در جهان امروز را به تحليل كشاند.

 

باباچاهي در شعر "12 سپتامبر" ضمن ترسيم مختصات و ويژگي‌هاي جهان پسا 11 سپتامبر و نقد آشفته بازار جهان پسا مدرن، هيچ افق ودنياي بهتر و برتري را وعده نمي‌دهد اما با خوانش سكوت بين سطور، مي‌توان نوستالوژي جهاني حداقلي را در‌آن كشف نمود كه حداقل اين گونه زشت و خشن نباشد و همين!

 

1- دو قلوي مكرر شده در شعر 12 سپتامبر، شايد استعاره‌اي از ساختمان دو قلوي تجارت جهاني است كه در 11 سپتامبر مورد آماج حملات تروريستي قرار گرفت.

 

باباچاهي در اين شعر ضمن اين كه با ارجاع به جهاني بدوي و ايدئولوژيك اشاره مي‌كند، تقابل آن را با دنياي توسعه يافته و هژموني كاپيتاليسم نشان مي‌دهد. همچنين در اين شعر، شاعر به تحليلي جامعه شناختي مي‌پردازد كه چگونه بي‌عدالتي از نوع «راولز»ي، دنياي جديد را به خصومت و خشونت رهنمون مي‌سازد:

شتري كه مادرش دو قلو زاييد            گفت من باز هم بايد بار ببرم و خار قورت بدهم

و يا:

مخصوصاً كه زليخا واري در لبنان دو قلو          دو قلو زاييده باشد

 

2- فروپاشي بلوك شرق و تجزيه اتحاد جماهير شوروي، سر آغاز گفتمان جديدي شد كه ميليتاريست‌هاي جهان كاپيتاليسم در تفكر جايگزين ساختن خطر كمونيزم برآيند.

راهكار جنگ طلبان، بهره‌بري از سياهي لشكر بنيادگرايي‌يي كه به نفع آنها عليه كمونيزم موضع گرفته بود.

 

جمهوري خواهان آمريكا و سردمداران انگليسي با پايان فويباي كمونيزم تلاش كردند به كمك روشنفكران حرفه‌اي به زعم اداوارد سعيد- از جمله ساموئل هانتينگتون جهان را آماده‌ي وضعيتي تازه سازند تا در‌ آن مجدداً بتوانند سرعت و برتري خود را استمرار بخشند.اضطراب سازي فوبياي اسلام راه كار خشونت خواهان شد تا با دميدن بر طبل خطر و تهديد بنيادگرايي اسلامي، گفتمان جديدي را با عنوان، برخورد تمدن‌ها، جايگزين خطر كمونيزم سازند. باباچاهي با خلاقيت آگاهانه و با زيبايي در شعر خود به گذر شوروي از سوسياليسم به كاپيتاليسم اشاره مي‌كند كه چگونه وضعيت انقلابي داس و چكش آن بر چيده شد:

اسم يكي از بچه‌هاي همسايه‌ي دست چپي ما  ژوزف بود         از ديوار راست كه بالا رفت       گنجشك‌ها      داس به داس     چكش به چكش            متفرق شدند    در بار انداز

 

3- به زعم باباچاهي، 11 سپتامبر يك واقعه و پروژه‌ي آني نبود بلكه پروسه‌اي بود كه با فروپاشي بلوك شرق در 11 سپتامبر عملياتي گرديد و از تخم بيرون آمده و جوجه‌هاي آن، مسببان خود را صدا مي‌زنند تا آنان را پرورش دهند و بزرگ شوند و وضعيتي تازه شكل گيرد.شكل گيري القاعده در ابتدا براي مبارزه با خطر كمونيزم و اشغال افغانستان بود.مبارزان القاعده (بچه‌هاي القاعده) در ابتدا قهرماناني دين پرست و وطن دوست بودند و با 11 سپتامبر بود كه تغيير هويت دادند و به بزرگ‌ترهاي بدو تروريست تبديل شدند:

بچه‌هاي القاعده            قاعدتاً اول        خيلي بچه‌ ماه   بچه ماهي بوده‌اند         آب دماغ‌شان را قطعاً با پرچم‌هاي رنگ به رنگ تميز نمي‌كردند    يازده سپتامبر هنوز روي جوجه‌هايش خوابيده بود...

 

4- خشونت و سبعيت فرا گرفته‌ي جهان پسا 11 سپتامبر به گونه‌اي حيرت انگيز در تاريخ بشري مايه‌ي خجالت آدمي و بي‌سابقه است. خشونت پست مدرن وضعيت جديد تنها از ناحيه‌ي حكومت‌ها و گفتمان رسمي اعمال نمي‌شود كه اين خشونت در حوزه‌ي عمومي (جامعه) نيز رسوخ يافته و آدمي به انسان «هابز»ي تبديل شده و گرگ ديگري شده است.در شعر «12 سپتامبر» اما شاعر با رويكردي به يكي از ضرب‌المثل‌هاي كلاسيك به خوبي و مؤجر، عمومي شدن سبعيت حوزه‌ي رسمي را نشان مي‌دهد و تعميم يافتن خشونت جهان انساني را نشان مي‌‌دهد.در ضرب‌المثل كلاسيك،‌ روباهي ماده در حال فرار بوده و شخصي او را خطاب قرار مي‌دهد كه تو چرا گريزاني؟زيرا تنها روباهان نر را مجازات مي‌كنند و روباه ماده در پاسخ مي‌گويد: اول مي‌‌كشند و بعد به سراغ بيضه‌ها براي تعيين جنسيت مي‌روند!.

 

باباچاهي در شعر خود، جهان امروز را زشت‌تر تصور كرده و دختري را به جاي اهالي قدرت مي‌نشاند تا عموميت يافتن آن را نشان دهد:

- با بيضه روباه ماده چه كار داري دختر؟          گفت: نمي‌شُمرند اول    مي‌بُرند             بعد با چرتكه مي‌شمرند و يكجا حساب مي‌كنند!»

 

5- بي‌منطقي، خرد گريزي، ‌طنز احمقانه، بنياد گرايي ايدئولوژيك و رابطه‌ي مخدوش شده‌ي پدر و فرزندي يا مادر و فرزندي كه در اصل اشاره به خانواده‌ي منفك شده و بي‌ارتباط پست مدرن و دنياي عاري از انسانيت و مهرباني‌ست كه در سر تا سر شعر «12 سپتامبر» زشتي جهان امروز را به رخ مي‌كشد.

«بچه‌ي لُختي را كه از بيمارستان دزديدند        پدرش هفت كفن پوسيده را بوسيد بود و گذاشته بود به حراج

و يا:

مادري كه بچه ندارد        در آب جوش مي‌خيساند بچه‌اي        كه ندارد      تا در تختخواب فنري‌اس خنثي نكند        نارنجكهاي اگر مگري را

 

6- شاملو در شعر زيباي خود از عشقي ياد مي‌كند كه در جامعه‌ي بسته، آن را در پستوي خاله بايد نهان كرد، اما باباچاهي از عشقي مي‌گويد كه مانند جوامع استبدادي و ايدئولوژيك اجبار به نهان شدن دارد و نيازمند شجاعتي مضاعف و ايثاري بيشتر براي درك آن است تا عاشق از گزند وانموده‌‌ي آن در مصونيت باشد. اگر عشق‌هاي كلاسيك و حتي مدرن، متأثر از نظام‌هاي سياسي بوده‌اند و عاشق، متأثر از معشوق به رسوايي عشق و آرمان خود تن در مي‌دهد و يا به نهان نمودن آن اقدام مي‌نمود اما در جهان پست مدرن عشق ها كاذب هستندو يا به گفته ي زدن بودريار واقعيتي وجود ندارد و جهان در دست  وانموده‌هاست و عاشق‌ها مسواك زده و ضد عفوني شده به معشوق خود نزديك مي شوند و اگر به پنهان شدن هم نياز نداشته باشند اماتوهم واقعي بودن آن، ورطه‌اي بدتر از وضعيت پيشين است.

 

باباچاهي با درك مختصات جهان رسانه‌ها توهم واقعيت متأثر از واقعيت كه انسان را فرا گرفته به زيبايي اين عشق‌ها را به گونه‌اي انتقادي به تصوير مي‌كشد.

 

آدم عاشق نه ماسك مي‌زند براي چيدن گل‌هاي شيميايي شده          نه ضدعفوني مي‌كند دست‌هايش را كه جراحتي عميق برداشته

 

7- آنتوني گيدنز، جامعه شناس برجسته‌ انگليسي در گفت و گويي پس از واقعه‌ي 11 سپتامبر، جهان را به دو بخش پيش از 11 سپتامبر و پس از آن تقسيم مي‌كند. جهان پيش از آن يعني 10 سپتامبر به قبل در هژموني پارادايم مدرنيته بود و پروسه‌ي انسان مدرن به آن ختم مي‌شود و جهان پس از 11 سپتامبر كه 12 سپتامبر به بعد است، جهان وانموده‌هاي بودرياري و سلطه‌ي گفتمان پست مدرنيته است كه سراسر آكنده از خشونت، ‌تروريسم، جنگ و بنياد گرايي است و در آن ارزش‌هاي والاي انساني رخت بر بسته‌اند.

 

باباچاهي در كسوت روشنفكري متعهد و تلخ‌بين هر دو جهان را نقد مي‌كند وبه نقطه‌ي سياهي كه انسان بر آن ايستاده است- 12 سپتامبر- اشاره دارد:

آه         دوازده  دوازده سپتامبر