عالم خاص
شعری از مجموعهی در دست چاپ ِ «باغ انار از اینطرف است» - انتشارات نگاه:
«عالم خاص»
با چشمهای خودش دید که کور مادرزاد است
انگشت در خاک فرو کرد فوران زد تاریکیتاریکی قابل تفسیر میکند صورتها را
مشعل میافروزد عمیقتر میکند ظلمات را عاشقپیشگیام در تاریکی شکل گرفت
آن بهاین این به آن طرف بهطرف
و خانهی خاله خیلی نزدیک بود کلاغی که مادرم را زیر اشیاء زینتی دفن کرده بود خبر داد که ـــــ و خواهر مادرم از صندوقچه بیرون پرید با چشمهایی که در شهرهای جنگزده پیدا کرده بود گذاشت جلوم گفت: - انتخاب کن پسرم از چشمهایی که بهدهان تو زل زدهاند تاریکی تاریکتر کرده بود چشمها را عاشقشدن امکان نداشت برنداشتم چشمهایی که بهدندان جویده بودند گوش و هوش و دست و دماغ دشمن را به ثقلِ تاریکی برگشت کورِ کور آدمِ کور بهخانه بهچشمخانهی در صورتش با تمرکز بر نقطهای که پر از چراغهایی خاموش بود و عصا همان نیِ هجرانی است با جرقههایی که تِق تِق تِق!
«تیرماه 1391»