پستمدرنيسم را بومي كنيم

خبرگزاري دانشجويان ايران - اهواز
سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات
علي باباچاهي خاطرنشان كرد: اگر پستمدرنيسم ـ اين مقولهي غيرايراني ـ بومي شود، ميتواند نقطهي عزيمتي در آفرينش هنري باشد.
اين شاعر در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در خوزستان، تصريح كرد: مسلما درك ديدگاه فلاسفهي پستمدرن به معني قبول همهجانبهي اين ديدگاهها نيست؛ چراكه بعضا در تضاد با يكديگر به نظر ميآيند. مثلا در مقولهي قدرت، ميشل فوكو مطلبي را عنوان ميكند كه بودريار آن را به نوعي نفي ميكند، كه جاي بحث آن اينجا نيست؛ بنابراين مقولهي پستمدرن، به گمان من، از هر ديدگاهي و در هر جايي با يكديگر فرق ميكند.
او ادامه داد: برداشتي كه يك شرقي از مؤلفههاي پستمدرن دارد، ممكن است با دريافتهاي يك فرد غربي منطبق نباشد؛ به اين دليل كه انسان شرقي احتمالا مقولهها را به نفع خود تفسير ميكند و ميخواهد با شرايط اينجا آنها را تطبيق دهد.
باباچاهي با اشاره به اينكه مقولهي پستمدرنيسم به عنوان يك امر فرهنگي در چند سال اخير در ايران مطرح شده و با نظريات مخالف و موافق همراه بوده است، يادآوري كرد: در جامعهاي مثل جامعهي ما كه با سرعت روزافزون تمدن جهاني همراه نيست، پستمدرنيسم چه نقشي ميتواند داشته باشد؟
اين شاعر توضيح داد: اولا بايد ديد منظور از "ما" چه كساني هستند؟ اگر منظور از ما، روشنفكران اين جامعه، استادان دانشگاه، معلمان، نويسندگان و شاعراناند، اينها با عنوان نخبگان اين جامعه بايد با آخرين پديدههاي فرهنگي آشنايي داشته باشند؛ نه لزوما آن را بپذيرند؛ اما اگر منظور، قشر غيرروشنفكر يعني عامهي مردم است، آنها با مقولهي كتاب و فرهنگ كم و بيش ناآشنا و به آن بياعتنا هستند؛ بنابراين، ترديدي نميماند كه پستمدرنيسم هم مثل هر مقولهي فرهنگي ديگري بايد اينجا مطرح و به بحث و تفسير گذاشته شود.
باباچاهي دربارهي طرح اين
ديدگاهها گفت: به نظر من، از طرح اين ديدگاهها كه گاه متناقض با هم
هستند، ميتوانيم چيزهايي را به نفع فرهنگ خودمان مصادره كنيم و اين
مقولهي غيرايراني را به صورت بومي درآوريم. مثلا آنجايي كه پستمدرن با
يكسانسازي آدمها، نخبهباوري، سلسلهمراتبي، مسائل تكمركزيتي، حقايق
واحد و يگانه در تضاد است، براي من ميتواند قابل درنگ و پذيرش باشد و اگر
اين مسأله را به عرصهي شعر و هنر بكشانيم، اين نكاتي كه به آن اشاره
كردم، ميتواند نقطهي عزيمتي در آفرينش هنري باشد؛ به اين معنا كه
پارهاي از مطلقهاي از نوع ديروز را به پارهاي از اقتدارهاي قهرآميز،
حتا در عرصهي شعر عاشقانه، به چالش بگيرد؛ بنابراين، ميتواند در
سادهترين بيان به زدودن جزميتهاي شعر مدرن كمك كند.
