گزارشی از کارگاه شعر علی باباچاهی

ایوب صادقیانی

مقدمه

برخلاف فعالیت‏های ادبی-هنریِ تشریفاتی، جریان‏های مستقل، بدون اتکا به حمایت‏های دولتی به جریان‏سازی هنری می‏پردازند. گرچه جریان‏های ایدئولوژیک از امکانات بیشتری برخوردارند، امّا معمولاً از زمان خود فراروی نمی‏کنند و کارکرد آن‏ها محدود و کوتاه‏مدت است. در مقابل، جریان‏های مستقل همواره در پی نوجویی و جریان‏سازی‏ هنری با کارکردهای بلندمدت و بعضاً تاریخی‏اند. بیشتر اختلافاتی که بین این دو گروه از جریان‏های هنری وجود دارد، ناشی از عدم درک کارکردهای هنری و بلندمدت جریان‏سازی‏های گروه‏های مستقل، از سوی گروه‏های وابسته است. چنین محدودیت‏هایی باعث شده است که بیش از این که نهادها در کشور ما به جریان‏سازی بپردازند، افراد و نام‏های معتبر هنری در این راه پر فراز و فرود قرار گیرند. یا اگر هم نهادی به وجود می‏آید، حول یک یا دو شخص خاص به فعالیت می‏پردازد. با این توضیح می توان گفت که کارگاه‏های ادبی و به طور خاص کارگاه شعر، در چند دهه‏ی اخیر نقطه‏ی عزیمت جریان‏سازی ادبی قرار گرفته اند. امّا این که چقدر عزیمت به سوی جریان ادبی اثرگذاری صورت گرفته، موضوعی است که ظاهراً به یک شخص محوری بستگی داشته است. به عنوان مثال، جدای از این که کارگاه دکتر براهنی موفق بوده یا نبوده، نمی‏توان از تلاش این کارگاه در جریان‏سازی چشم پوشید. شاهد این مدعا نیز این است که با وجود گذشت چندین سال از برگزاری کارگاه ، هنوز مقالاتی در باب جریان منسوب به براهنی و کارگاهش نوشته می‏شود. امّا اگر نام کارگاه‏های برگزار شده در دهه‏ی کنونی مثل کارنامه(آتشی و به جبر تابعیت از آن موسوی)، سید علی صالحی و ... را از ذهن بگذرانیم، کارگاهی که جریان‏سازی‏اش را حس کرده باشیم، به یاد نمی‏آوریم.

از سال گذشته نیز دوره‏ی جدید کارگاه علی باباچاهی در کانون فرهنگی هنری م.آذرفر(برگزار کننده‏ی شب‏های شعر رنگ‏واژه)، شروع به کار کرده است. ناگفته پیداست که این‏بار نیز یک نام معتبر در نقشِ محور کارگاه ظاهر شده است. نامی که خود در بیرون از کارگاه و در حوزه‏ی شعر امروز ایران جریان‏ساز بوده است و این‏که چقدر کارگاهش جریان‏ساز بوده یا خواهد بود، چیزی است که باید از قلم منتقدین خوانده شود و نه نگارنده‏ی این نوشتار که خود یکی از اعضای کارگاه است.

بیش از این که بخواهم نقدی بر کارگاهی که عضوی از آن هستم بنویسم، قصد دارم در این نوشتار، گزارشی از نحوه‏ی برگزاری کارگاه ارائه نمایم.

اهداف کارگاه :گرچه در بروشورهای کارگاه، بررسی جریان‏های شعری دهه‏های اخیر، بررسی شعر چند مرکزیتی و تک مرکزیتی، بررسی شعر کارآموزان و ... به چشم می‏خورد، با اندکی دقت به این موضوع می‏توان پی برد که مسأله فراتر از این‏هاست. با وجود این که به عنوان یک عضو کارگاه، مستند مکتوبی درباره‏ی اهداف کارگاه دریافت نکرده‏ام، امّا از لابلای تذکراتی که استاد دائماً بر آن تأکید دارند این گونه دریافته‏ام که اهداف کارگاه برای اعضا عبارتند از:

-         شناخت جایگاه کنونی کارآموزان توسط خودشان

-         تغییر جایگاه کارآموزان از نقطه‏ی کنونی به نقطه‏ی دیگر

-         ایجاد حس تغییر دائمی، نوآوری، و فراروی از خود در کارآموزان

-         افزایش آگاهی و توانایی کارآموزان برای شناخت و نقد جریان‏های شعر معاصر

با این‏که باباچاهی در کارگاه خود همواره بر این اهداف تأکید نموده، امّا برای شفاف‏سازی این اهداف نیز بر نکات دیگری تأکید می‏ورزد؛ از جمله:

-         از شگردهای شعری باباچاهی یا دیگران استفاده نکنید تا تکثیر استاد و یکسان‏سازی ، محور کار قرار نگیرد.

-         ‏ مقصد هنری کارآموزان، لزوماً مقصد مدنظر باباچاهی نیست.

-         فراروی از خود، همواره باید با حفظ فردیت ادبی صورت گیرد.

-         در نقد جریان‏های شعری معاصر، هدف تنگ کردن جای دیگری نیست، بلکه بیشتر به ایجاد فضاهای متکثرنظر دارد.

1.      روش کارگاه

کارگاه باباچاهی با این که از برنامه‏ای مدون مثل برنامه‏ی مدونی که در دانشگاه‏ها ارائه می‏شود پیروی نمی‏کند، لیکن با چارچوب‏های مشخص و هدفمند اداره می‏شود. بخش‏های مختلف این کارگاه به صورت زیر است. لازم به ذکر است که همه‏ی این بخش‏ها به صورت مداوم و با یک چارچوب دقیق برگزار نمی‏شود، بلکه با تشخیص باباچاهی و همچنین نظرات اعضای کارگاه جا عوض می‏کند:

تأملات:  این بخش از کارگاه با توجه به وقایع، مناسبت‏ها، سخنرانی‏ها، مقالات، مصاحبه‏ها، جشنواره‏ها‏ی ادبی  و .... که در روزهای قبل اتفاق افتاده است، شکل می‏گیرد. طرح این مباحث هم می‏تواند از سوی باباچاهی باشد هم از سوی سایر اعضای کارگاه.

بررسی جریان‏های شعری: یکی دیگر از بخش‏های کارگاه، تبیین مبانی جریان‏های شعری معاصر، نقد این جریان‏ها، ارائه‏ی نمونه‏های شعری موفق و ناموفق و ... است. همچنین تئوری‏های شعری مختلف در این بخش مورد بحث قرار می‏گیرد. از جمله‏ مباحثی که تا کنون در قالب این بخش از کارگاه بررسی شده است، می‏توان به شعر حجم، موجِ نو، شعر ناب، شعر دیگر، شعر در وضعیت دیگر، شعر ساختارگرا، شعر پساساختارگرا، تک مرکزیتی و چند مرکزیتی، شعر روایی و حکایی، شعر پست مدرن و ... اشاره کرد.

نقد شعر شاعران معاصر و کهن ایران: در این بخش از کارگاه، هم باباچاهی و هم کارآموزان با انتخاب نمونه‏های مختلف به بررسی شعر شاعران کهن و معاصر ایران می‏پردازند. از جمله‏ی معاصرانی که تا کنون آثار آن‏ها مورد بررسی قرار گرفته است، می‏توان به نیما، شاملو، فروغ، اخوان ثالث، سهراب سپهری، نادرپور، آتشی، براهنی، رؤیایی، سیمین بهبهانی، نصرت رحمانی، قیصر امین‏پور، طاهره صفارزاده و ... اشاره کرد.

نقد شعر شاعران جهان: به فراخور نیاز، در جلسات مختلف کارگاه، آثاری از شاعران جهان که به فارسی ترجمه شده‏اند، در کارگاه بررسی می‏گردد. از جمله‏ شاعرانی که تاکنون آثار آنان مورد بررسی قرار گرفته است می‏توان به ریتسوس، شیمبورسکا، اوکتا ویوپاز، آدونیس، لورکا، جان اشبری، آلن گینزبرگ، رمبو، پل والری و ... اشاره کرد.

سخنرانی کارآموزان: هر یک از اعضای کارگاه، موظف است یک موضوع خاص را با تأیید باباچاهی انتخاب و درباره‏ی آن سخنرانی کند. از جمله‏ی موضوعاتی که تاکنون توسط کارآموزان مطرح شده، می‏توان به مواردی چون: تغزل در شعر، استعاره و فضای استعاری، شعر حجم، تکنیک زدگی در شعر، نامگذاری شعر، نقش دایره واژگان در شعر، موسیقی شعر(وزن‏گرایی، وزن‏زدایی، چندوزنی، اوزان پیوندی-) و ... اشاره کرد.

بررسی شعر اعضای کارگاه: مهم‏ترین بخش کارگاه بررسی آثار اعضا است. در این بخش، هر هفته یک تا سه شعرِ یکی از اعضای کارگاه به تعداد کافی تکثیر و در اختیار اعضا قرار می گیرد. در جلسه‏ی بعد، شعرها توسط اعضای کارگاه مورد نقد و بررسی قرار می‏گیرد. همچنین باباچاهی علاوه بر بررسی آثار در کارگاه، در فرصت بین هر دو جلسه، تمام آثار کارآموزان را بررسی و نظرات خود را به صورت مکتوب به کارآموزان ارائه می‏کند.

نقاط ضعف و قوت

از مهم‏ترین نقاط قوت کارگاه می‏توان به تسلط باباچاهی به شعر کلاسیک و نو، نظریه‏های ادبی، تنوع و فراز و فرود شعر جوان و ... اشاره کرد. همچنین تأکید باباچاهی بر لزوم تغییر و فراروی از وضعیت کنونی، باعث شده است که کارآموزان همواره به دنبال نوپردازی باشند. بحث درباره‏ی مسائل روز نیز جذابیت خاصی به کارگاه بخشیده است.

درباره‏ی نقاط ضعف کارگاه باید به این نکته اشاره کنم که تا کنون طنینی از آثار کارآموزان، جز چاپ چند شعر در مجلات  کاغذی و سایت‏های ادبی، به گوش جامعه‏ی ادبی نرسیده است. در حالی که طنین برپایی کارگاه با جذابیت همراه بوده است. ناگفته نماند که از دوره‏های پیشین کارگاه علی باباچاهی، چهره‏های در خور توجهی به جامعه‏ی ادبی معرفی شده که صاحب مجموعه‏ شعر و نقد و آرا و عقایدند. همچنین جای خالی نقد آثار کارگاه از سوی منتقدین خارج از کارگاه  نیز حس می‏شود.

منبع:  کتاب درنگ یک . به کوشش محمد لوطیج. انتشارات تحقیقات نظری اصفهان

ایوب صادقیانی

مقدمه

برخلاف فعالیت‏های ادبی-هنریِ تشریفاتی، جریان‏های مستقل، بدون اتکا به حمایت‏های دولتی به جریان‏سازی هنری می‏پردازند. گرچه جریان‏های ایدئولوژیک از امکانات بیشتری برخوردارند، امّا معمولاً از زمان خود فراروی نمی‏کنند و کارکرد آن‏ها محدود و کوتاه‏مدت است. در مقابل، جریان‏های مستقل همواره در پی نوجویی و جریان‏سازی‏ هنری با کارکردهای بلندمدت و بعضاً تاریخی‏اند. بیشتر اختلافاتی که بین این دو گروه از جریان‏های هنری وجود دارد، ناشی از عدم درک کارکردهای هنری و بلندمدت جریان‏سازی‏های گروه‏های مستقل، از سوی گروه‏های وابسته است. چنین محدودیت‏هایی باعث شده است که بیش از این که نهادها در کشور ما به جریان‏سازی بپردازند، افراد و نام‏های معتبر هنری در این راه پر فراز و فرود قرار گیرند. یا اگر هم نهادی به وجود می‏آید، حول یک یا دو شخص خاص به فعالیت می‏پردازد. با این توضیح می توان گفت که کارگاه‏های ادبی و به طور خاص کارگاه شعر، در چند دهه‏ی اخیر نقطه‏ی عزیمت جریان‏سازی ادبی قرار گرفته اند. امّا این که چقدر عزیمت به سوی جریان ادبی اثرگذاری صورت گرفته، موضوعی است که ظاهراً به یک شخص محوری بستگی داشته است. به عنوان مثال، جدای از این که کارگاه دکتر براهنی موفق بوده یا نبوده، نمی‏توان از تلاش این کارگاه در جریان‏سازی چشم پوشید. شاهد این مدعا نیز این است که با وجود گذشت چندین سال از برگزاری کارگاه ، هنوز مقالاتی در باب جریان منسوب به براهنی و کارگاهش نوشته می‏شود. امّا اگر نام کارگاه‏های برگزار شده در دهه‏ی کنونی مثل کارنامه(آتشی و به جبر تابعیت از آن موسوی)، سید علی صالحی و ... را از ذهن بگذرانیم، کارگاهی که جریان‏سازی‏اش را حس کرده باشیم، به یاد نمی‏آوریم.

از سال گذشته نیز دوره‏ی جدید کارگاه علی باباچاهی در کانون فرهنگی هنری م.آذرفر(برگزار کننده‏ی شب‏های شعر رنگ‏واژه)، شروع به کار کرده است. ناگفته پیداست که این‏بار نیز یک نام معتبر در نقشِ محور کارگاه ظاهر شده است. نامی که خود در بیرون از کارگاه و در حوزه‏ی شعر امروز ایران جریان‏ساز بوده است و این‏که چقدر کارگاهش جریان‏ساز بوده یا خواهد بود، چیزی است که باید از قلم منتقدین خوانده شود و نه نگارنده‏ی این نوشتار که خود یکی از اعضای کارگاه است.

بیش از این که بخواهم نقدی بر کارگاهی که عضوی از آن هستم بنویسم، قصد دارم در این نوشتار، گزارشی از نحوه‏ی برگزاری کارگاه ارائه نمایم.

اهداف کارگاه :گرچه در بروشورهای کارگاه، بررسی جریان‏های شعری دهه‏های اخیر، بررسی شعر چند مرکزیتی و تک مرکزیتی، بررسی شعر کارآموزان و ... به چشم می‏خورد، با اندکی دقت به این موضوع می‏توان پی برد که مسأله فراتر از این‏هاست. با وجود این که به عنوان یک عضو کارگاه، مستند مکتوبی درباره‏ی اهداف کارگاه دریافت نکرده‏ام، امّا از لابلای تذکراتی که استاد دائماً بر آن تأکید دارند این گونه دریافته‏ام که اهداف کارگاه برای اعضا عبارتند از:

-         شناخت جایگاه کنونی کارآموزان توسط خودشان

-         تغییر جایگاه کارآموزان از نقطه‏ی کنونی به نقطه‏ی دیگر

-         ایجاد حس تغییر دائمی، نوآوری، و فراروی از خود در کارآموزان

-         افزایش آگاهی و توانایی کارآموزان برای شناخت و نقد جریان‏های شعر معاصر

با این‏که باباچاهی در کارگاه خود همواره بر این اهداف تأکید نموده، امّا برای شفاف‏سازی این اهداف نیز بر نکات دیگری تأکید می‏ورزد؛ از جمله:

-         از شگردهای شعری باباچاهی یا دیگران استفاده نکنید تا تکثیر استاد و یکسان‏سازی ، محور کار قرار نگیرد.

-         ‏ مقصد هنری کارآموزان، لزوماً مقصد مدنظر باباچاهی نیست.

-         فراروی از خود، همواره باید با حفظ فردیت ادبی صورت گیرد.

-         در نقد جریان‏های شعری معاصر، هدف تنگ کردن جای دیگری نیست، بلکه بیشتر به ایجاد فضاهای متکثرنظر دارد.

1.      روش کارگاه

کارگاه باباچاهی با این که از برنامه‏ای مدون مثل برنامه‏ی مدونی که در دانشگاه‏ها ارائه می‏شود پیروی نمی‏کند، لیکن با چارچوب‏های مشخص و هدفمند اداره می‏شود. بخش‏های مختلف این کارگاه به صورت زیر است. لازم به ذکر است که همه‏ی این بخش‏ها به صورت مداوم و با یک چارچوب دقیق برگزار نمی‏شود، بلکه با تشخیص باباچاهی و همچنین نظرات اعضای کارگاه جا عوض می‏کند:

تأملات:  این بخش از کارگاه با توجه به وقایع، مناسبت‏ها، سخنرانی‏ها، مقالات، مصاحبه‏ها، جشنواره‏ها‏ی ادبی  و .... که در روزهای قبل اتفاق افتاده است، شکل می‏گیرد. طرح این مباحث هم می‏تواند از سوی باباچاهی باشد هم از سوی سایر اعضای کارگاه.

بررسی جریان‏های شعری: یکی دیگر از بخش‏های کارگاه، تبیین مبانی جریان‏های شعری معاصر، نقد این جریان‏ها، ارائه‏ی نمونه‏های شعری موفق و ناموفق و ... است. همچنین تئوری‏های شعری مختلف در این بخش مورد بحث قرار می‏گیرد. از جمله‏ مباحثی که تا کنون در قالب این بخش از کارگاه بررسی شده است، می‏توان به شعر حجم، موجِ نو، شعر ناب، شعر دیگر، شعر در وضعیت دیگر، شعر ساختارگرا، شعر پساساختارگرا، تک مرکزیتی و چند مرکزیتی، شعر روایی و حکایی، شعر پست مدرن و ... اشاره کرد.

نقد شعر شاعران معاصر و کهن ایران: در این بخش از کارگاه، هم باباچاهی و هم کارآموزان با انتخاب نمونه‏های مختلف به بررسی شعر شاعران کهن و معاصر ایران می‏پردازند. از جمله‏ی معاصرانی که تا کنون آثار آن‏ها مورد بررسی قرار گرفته است، می‏توان به نیما، شاملو، فروغ، اخوان ثالث، سهراب سپهری، نادرپور، آتشی، براهنی، رؤیایی، سیمین بهبهانی، نصرت رحمانی، قیصر امین‏پور، طاهره صفارزاده و ... اشاره کرد.

نقد شعر شاعران جهان: به فراخور نیاز، در جلسات مختلف کارگاه، آثاری از شاعران جهان که به فارسی ترجمه شده‏اند، در کارگاه بررسی می‏گردد. از جمله‏ شاعرانی که تاکنون آثار آنان مورد بررسی قرار گرفته است می‏توان به ریتسوس، شیمبورسکا، اوکتا ویوپاز، آدونیس، لورکا، جان اشبری، آلن گینزبرگ، رمبو، پل والری و ... اشاره کرد.

سخنرانی کارآموزان: هر یک از اعضای کارگاه، موظف است یک موضوع خاص را با تأیید باباچاهی انتخاب و درباره‏ی آن سخنرانی کند. از جمله‏ی موضوعاتی که تاکنون توسط کارآموزان مطرح شده، می‏توان به مواردی چون: تغزل در شعر، استعاره و فضای استعاری، شعر حجم، تکنیک زدگی در شعر، نامگذاری شعر، نقش دایره واژگان در شعر، موسیقی شعر(وزن‏گرایی، وزن‏زدایی، چندوزنی، اوزان پیوندی-) و ... اشاره کرد.

بررسی شعر اعضای کارگاه: مهم‏ترین بخش کارگاه بررسی آثار اعضا است. در این بخش، هر هفته یک تا سه شعرِ یکی از اعضای کارگاه به تعداد کافی تکثیر و در اختیار اعضا قرار می گیرد. در جلسه‏ی بعد، شعرها توسط اعضای کارگاه مورد نقد و بررسی قرار می‏گیرد. همچنین باباچاهی علاوه بر بررسی آثار در کارگاه، در فرصت بین هر دو جلسه، تمام آثار کارآموزان را بررسی و نظرات خود را به صورت مکتوب به کارآموزان ارائه می‏کند.

نقاط ضعف و قوت

از مهم‏ترین نقاط قوت کارگاه می‏توان به تسلط باباچاهی به شعر کلاسیک و نو، نظریه‏های ادبی، تنوع و فراز و فرود شعر جوان و ... اشاره کرد. همچنین تأکید باباچاهی بر لزوم تغییر و فراروی از وضعیت کنونی، باعث شده است که کارآموزان همواره به دنبال نوپردازی باشند. بحث درباره‏ی مسائل روز نیز جذابیت خاصی به کارگاه بخشیده است.

درباره‏ی نقاط ضعف کارگاه باید به این نکته اشاره کنم که تا کنون طنینی از آثار کارآموزان، جز چاپ چند شعر در مجلات  کاغذی و سایت‏های ادبی، به گوش جامعه‏ی ادبی نرسیده است. در حالی که طنین برپایی کارگاه با جذابیت همراه بوده است. ناگفته نماند که از دوره‏های پیشین کارگاه علی باباچاهی، چهره‏های در خور توجهی به جامعه‏ی ادبی معرفی شده که صاحب مجموعه‏ شعر و نقد و آرا و عقایدند. همچنین جای خالی نقد آثار کارگاه از سوی منتقدین خارج از کارگاه  نیز حس می‏شود.

منبع:  کتاب درنگ یک . به کوشش محمد لوطیج. انتشارات تحقیقات نظری اصفهان


نشانی کارگاه: خیابان انقلاب، خیابان قدس، پلاک 3، طبقه 3 واحد 12، تلفن: 66484402